بایدها و نبایدهای تدوین استراتژی های بانکی / جای خالی استراتژی بازاریابی در بانک های ایرانی

بایدها و نبایدهای تدوین استراتژی های بانکی / جای خالی استراتژی بازاریابی در بانک های ایرانی

بایدها و نبایدهای تدوین استراتژی‌های بانکی / جای خالی استراتژی بازاریابی در بانک‌های ایرانی

گزارشگر امیر کاکایی

در کشورهای توسعه یافته بانک ها با اتخاذ استراتژی های بازاریابی و تمرکز بر مشتری مداری، در تلاش اند تا سرمایه افراد جامعه را جمع آوری  کنند و در اختیار کارآفرینان و تولیدکنندگان مختلف قرار  دهند.

این موضوع بر چرخه تولید اثرات مثبتی می گذارد و باعث می شود هزینه تامین مالی تولیدکنندگان نیز کاهش پیدا کند تا از این طریق تولیدکنندگان با حمایت بانک ها بتوانند به سودآوری مناسبی دست پیدا کنند اما در این میان به عقیده برخی کارشناسان بازاریابی، بعضی بانک های ایرانی مسیر دیگری را سرلوحه کار خود قرار داده اند و به  جای سرمایه گذاری در بخش تولید و ارائه تسهیلات به کارآفرینان، خود در بخش های مختلف سرمایه گذاری می کنند و به سودآوری مناسبی نیز دست پیدا می کنند.

در حقیقت این مسیر پیش روی برخی بانک های ایرانی با استراتژی اقتصاد مقاومتی که در حال حاضر سیاست های کلی اقتصادی کشور  است، مغایرت دارد. اینکه بانک های ایرانی برای کسب سهم بیشتر از بازارهای جهانی باید چه استراتژی بازاریابی را اتخاذ کنند و چگونه می توانند فعالیت های خود را بهبود بخشند، بهانه ای شد تا «فرصت امروز» سراغ دکتر محمد آزادی، عضو هیأت علمی سازمان مدیریت صنعتی برود.

دکتر محمد آزادی در گفت و گو با «فرصت امروز» می گوید: به صورت کلی هر نهادی که شکل می گیرد، علت وجودی دارد. درگذشته، نهاد بانک نیز با هدف افزایش امنیت پولی برای مردم تشکیل و به  مرور زمان، عملکرد های جدیدی به سیستم بانکداری جهان اضافه شد؛ به عنوان نمونه، بانک ها علاوه بر حفظ فیزیکی و امنیتی پول مردم، حفظ و رشد سرمایه آنها را نیز مورد توجه قرار می دادند و از آنجایی که با بازار پول و سرمایه بهتر کار می کردند، دارایی هایی را که از مردم می گرفتند در حوزه های مختلف سرمایه گذاری می کردند و بر اساس دادوستدهای مالی، سهم خود را از این دارایی ها و سودها به عنوان کارمزد برمی داشتند.

او ادامه می دهد: پس از گذر زمان، با توجه به پیشرفت تکنولوژی و فناوری اطلاعات، بانکداری روی تسهیل دسترسی مردم به پول، تکیه کرد و بانک ها دسترسی مخاطبان خود را به پول افزایش دادند و در نهایت کار سیستم بانکی به این صورت شد که با جابه جایی به صورت الکترونیکی، کارمزد هایی را دریافت کرده و به سوددهی مناسبی دست پیدا کند.

تکیه بر منابع داخلی

آزادی می افزاید: به نظر می رسد بانکداری کشور بدون این نیازهای تاریخی تشکیل شد و برای همین، امروز بانکداری ایران و بانکداری مدرن در دنیا تفاوت هایی جدی دارند.

 این در حالی است که کشور ایران اصولا در طول تاریخ منابع مناسبی را نسبت به سایر کشورها در اختیار داشته است؛ به عنوان نمونه این منابع مادی، فیزیکی و حتی انسانی هستند. از طرفی در دهه های گذشته ایران معمولا کشوری بوده که بیشتر خام فروشی منابع را انجام داده است؛ به عنوان نمونه نیرو های انسانی کشور چون به درستی مدیریت و به کار گرفته نشده اند، بعضا یا از توانایی های آنها به درستی استفاده نشده یا از کشور مهاجرت کرده اند.

بر اساس تمامی عناصری که در مدیریت کشور وجود دارد، خواه ناخواه استراتژی  به نام «اقتصاد مقاومتی» برای اداره کشور تعریف و تبیین شده که با تکیه بر منابع داخلی، درصدد کسب سهم بازار مناسبی از بازارهای جهانی برای کشورمان است.

تسهیل جذب سرمایه برای کارآفرینان

این استاد دانشگاه اظهار می کند: اتخاذ استراتژی اقتصاد مقاومتی در بانک های ایرانی به این معناست که باید آنها پول هایی را که از افراد مختلف جمع آوری کرده اند به راحتی در اختیار کارآفرینان و تولیدکنندگان بگذارند تا براساس این سرمایه گذاری ها، کارآفرینان بتوانند فعالیت های خود را بهتر پیش ببرند.

به صورت کلی، بانک های ایرانی باید رابطه بین داده و ستاده پول را تسهیل کنند و سرمایه های کشور را جمع آوری کرده و در اختیار کارآفرینان بگذارند اما در حقیقت بانک های ایرانی این اقدام را انجام نمی دهند و ترجیح می دهند سرمایه  افراد جامعه را خودشان از طریق شرکت داری و مستقیما در بخش های مختلف سرمایه گذاری کنند؛ به عنوان نمونه، بانک ها ترجیح می دهند سرمایه خود را در اختیار شرکت های زیرمجموعه خود یا شرکت هایی که با آنها روابط خوبی دارند، قرار دهند که بعضا این سیاست ها از سوی بانک مرکزی هم ممنوع شده است.

این موضوع باعث شده هزینه تامین مالی شرکت ها در داخل کشور افزایش پیدا کند؛ چون سیستم بانکداری ایرانی صرفا بر مبنای سود بنا شده است اما در کشور های توسعه یافته، بانک ها نیاز ها و توانایی افراد مختلف را تشخیص می دهند و با ارزیابی ریسک فعالیت های کارآفرینان، در پروژه های این افراد شریک می شوند؛ به عنوان نمونه، به کارآفرینان تسهیلاتی را برای راه اندازی تولید ارائه می کنند و در این میان هم کارآفرینان به سوددهی می رسند و هم بانک ها با سرمایه گذاری در این بخش با سوددهی مناسبی همراه می شوند.

آزادی بیان می کند: استراتژی بازاریابی بانک های معتبر دنیا روی این موضوع است که روی ایده پردازی و کارآفرینی سرمایه گذاری کنند، اما بانک های ایرانی متاسفانه روی این موضوع تمرکز نمی کنند و حتی به نظر می رسد احساس نیاز هم نمی کنند که باید به کارآفرینان کشور کمک کنند چون بر این باورند که خودمان بهتر از سایرین می توانیم از این سرمایه ها به سودآوری دست یابیم که عملا این اتفاق نیز نیفتاده است.

 این در حالی است که بانک های ایرانی به جای سرمایه گذاری در صنعت، تعداد شعبه های خود را افزایش داده اند و با مبالغ سنگینی ملک های تجاری را خریداری کرده اند که بسیاری از آنها نیز در طول روز خالی از مشتری است.

مجموعه این موضوعات نشان می دهد عملا بانک های ایرانی استراتژی های بازاریابی مناسبی ندارند و در حقیقت، در بازاری که رقابتی نیست و دادوستد مناسب پولی در این بازار نیز وجود ندارد، (که از طریق این دادوستد بتوانند کارآفرینان را جذب کنند و از طرفی با جذب سرمایه های مخاطبان جامعه، این سرمایه  را در اختیار کارآفرینان جهت تولید قرار دهند) فعالیت می کنند.

این مشاور بازاریابی می گوید: اگر بانک های ایرانی با این سیستمی از بانکداری که استراتژی های بازاریابی مناسبی در آن وجود ندارد، بخواهند با بازارهای جهانی ارتباطات اثربخشی را برقرار کنند، موفق نخواهند شد؛ چون بانک های ایرانی نمی توانند و نمی خواهند ریسک کارآفرینان را بخرند و به آنها اعتبارات مناسبی بدهند.

بزرگ ترین مشکل بانک های ایرانی این موضوع است که تمایل ندارند این گونه فعالیت های خود را مانند بانک های معتبر جهانی پیش ببرند. در ساختارها و سیستم های بانک های ایرانی، غیر از سیستم جذب که نیم نگاهی به موضوع بازاریابی دارد، بیشتر آنها در مقوله تسهیلات، استراتژی های بازاریابی خاصی ندارند و در این خصوص نیازی به اتخاذ برنامه ریزی نیز نمی بینند؛ یعنی استراتژی بازاریابی ندارند که از این طریق بتوانند کارآفرینان مختلف را شناسایی کرده و به آنها تسهیلات مناسب بدهند.

تهدیدات سیستم بانکداری

این مدرس بازاریابی بیان می کند: این واقعیت وجود دارد که تمام اقتصاد کشور به فعالیت های بانک ها گره  خورده است و دولت فعلی و حتی دولت های قبل با دیدگاه های متفاوت هم با فعالیت های بانک های ایرانی مشکلات جدی داشتند و دارند. بزرگ ترین خطری که سیستم بانکی کشور را تهدید می کند، این موضوع است که این سیستم توانایی بازپرداخت سریع پول مشتریان خود را ندارد؛ به عنوان نمونه، اگر بورس به اندازه ای در کشور فعال شود که مخاطبان دیگر حاضر نباشند یا تمایل کمی داشته باشند که پول خود را در بانک ها بگذارند یا تولید به اندازه ای سودآور باشد که دیگر مخاطبان حاضر نباشند سرمایه خود را در بانک های کشور بگذارند، این موضوع بانک های ایرانی را با مشکلات جدی مواجه خواهد ساخت.

به صورت کلی بانک های ایرانی باعث شده اند بخش بزرگی از تولید در کشور بخوابد. از طرفی با خارج شدن سرمایه مردم از بانک ها، بانک های ایرانی توان پرداخت هزینه های جاری خود را ندارند؛ چون به اندازه ای برخی بانک های ایرانی بزرگ شده اند که واقعا نیاز به این اندازه گسترش فیزیکی نبوده است. این در حالی است که برخی از بانک های کشور حتی سهم معناداری از بازار بانکی را ندارند اما همچنان به فعالیت های خود ادامه می دهند.

حضور بانک های معتبر جهانی در بازار ایران

او ادامه می دهد: در صورت حل شدن مشکلات سیستم پولی و بانکی کشور با سایر کشور ها، بانک های خارجی تمایل پیدا می کنند که به تولیدکنندگان ایرانی تسهیلات دهند؛ این در حالی است که بانک های معتبر دنیا تسهیلات را با سود بالا نمی دهند و اتفاقا با سرمایه گذاری مشترک با تولیدکنندگان ایرانی وارد تعامل می شوند. از طرفی، با توجه به این موضوع که ارز ایران نسبت به ارز کشور های توسعه یافته ضعیف تر است، بانک های معتبر جهانی به راحتی می توانند به تولیدکنندگان ایرانی تسهیلات مناسب و قابل توجهی را پرداخت کنند.

این استاد دانشگاه خاطرنشان می کند: قاعدتا در راستای پیشرفت اقتصادی نیاز به اصلاح سیستم بانکداری در کشور وجود دارد و بانک های ایرانی باید استراتژی های مناسب بازاریابی را اتخاذ کنند. از طرفی برخی از بانک های ایرانی باید تجمیع شوند و ماهیت هر یک از این بانک ها نیز تعریف شود.

در این میان بانک مرکزی باید از طریق به کارگیری شاخص های مختلف از بانک های ایرانی بخواهد که براساس میزان کارمزدی که از مردم می گیرند، به سوددهی برسند و صرفا از طریق دادن تسهیلات سنگین به مردم به این سوددهی نرسند. تا زمانی که این اتفاق نیفتد، این سیستم بانکداری به چرخه اقتصادی کشور ضربه می زند و حتی در مسیر استراتژی اقتصاد مقاومتی نیز قرار نمی گیرد که این استراتژی مهم کلان کشوری محقق شود.

منبع: روزنامه فرصت امروز

forsatemrooz13950707

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *