آیا تیم اقتصادی دولت موفق خواهد شد؟

آیا تیم اقتصادی دولت موفق خواهد شد؟

آیا تیم اقتصادی دولت موفق خواهد شد؟
دکتر محمد آزادی

تغییر پارادایم اقتصادی ایران، از رشد اقتصادی بر مبنای تورم بالا، در حال حرکت به رشد اقتصادی از طریق بهره‌وری برنامه‌ریزی شده است. در این سیاستگذاری بایستی عواملی اساسی و مهمی را مدنظر قرار داد؛ از جمله اینکه بیش از ۷۸ سال است که کشور ما رشد اقتصادیش را با موضوع تورم محقق ساخته است و به استثنای سالهایی که تورم کاهش یافت و بهره‌وری تا حدودی در صنایع کشور نیز بهبود داشت، در طول سالهای گذشته رشد اقتصادی در شرایط رکود و از طریق بهره وری کمتر مشاهده شده است. از سویی نسلهایی که در حال حاضر در اقتصاد کشور فعال هستند، تجربه فعالیت در این فضای جدید اقتصادی را ندارند و تجربه آنها مبتنی بر تلاش و فعالیت در فضا و اقتصاد تورمی است. همچنین تجربه کشورهای دیگر نیز نشان می‌دهد که در کشورهای شبیه ایران نیز، رشد اقتصادی در فضای اقتصادی تورمی محقق شده و آنان توانسته‌اند سهمی را از اقتصاد جهانی کسب کنند.
این شرایط در حالی است که مشاهده می شود تصمیم جدید بانکها به عنوان یکی از ارکان اقتصادی کشور، مبنی بر کاهش سود سپرده ها در رفتار سایر بخشهای اقتصادی تاثیرات آنی نداشته است و اگر این معادله با کاهش تسهیلات بانکی تکمیل نگردد، که البته تا این لحظه این اتفاق رخ نداده است، برنده ای بجز سرمایه‌گذاران و سرمایه‌داران بانکی نخواهد داشت و سهم بخش تولید، تنها نظاره‌گر این رویداد خواهد بود. در همین زمان مشاهده می شود که بازار بورس افت کرده و از فضای احساسی دوران پساتحریم دور شده، نرخ طلا و ارز تغییرات جدی نداشته، بازار مسکن بجز التهاباتی که در موضوع اجاره به نظر می‌رسد روی دهد، بر تولید اثرگذار نبوده و وضعیت تولید داخلی و تولیدکننده آن همچنان در هاله‌ای از ابهام است. به نظر می‌رسد که همکاری با بانکهای غربی همچنان در مراحل ابتدایی خود باقی بماند و روند خاصی از سرمایه گذاری خارجی بر اساس انتظاراتی که بخش خصوصی و عامه مردم به آن تمایل دارند، پیش نیاید.
شاید دلیل این موارد این است که سطح غیردولتی اقتصاد متوقف شده تا تحلیل کند و ببیند که نتیجه این معادله جدید، چه خواهد بود و سوال کلیدی این است که آیا بازار ایران با توجه به این که شناختی از وضعیت جدید ندارد، در نهایت ریسک آن را می‌پذیرد و شروع به تجربه کردن آن خواهد کرد یا خیر؟ به نظر می رسد که مدیران و صاحبنظران اقتصادی دولت بر این باورند و یا امید دارند که حرکت شروع خواهد شد. اما شرایط نشان می دهد که موتورهای بخش اقتصاد خصوصی در حال خاموش شدن هستند. نسلی که تمایل به تولید دارد در حال خروج از چرخه اقتصادی است و وضعیت نامناسب تولید و عدم حمایت از بخش تولید کشور و واردات بی رویه و منظم، تمایل نسلهای جدید را به تولید تا حدود زیادی از بین برده است.
تا زمانی که محور تصمیمات دولت ایران حمایت از تولید داخلی به معنی واقعی خود نباشد، هیچ یک از تلاشهای اقتصادی و تصمیمات، نتیجه‌ای جز رفتارهای آنی و التهاب اقتصادی و ایجاد بازارهای کاذب نخواهد داشت و تمایل به تولید داخلی به طور ملموسی از معادله اقتصادی حذف خواهد شد. همانطور که در سیاستهای کلان کشور نیز دیده می شود، اقتصاد مقاومتی – نه به معنی ریاضت اقتصادی، بلکه به معنی حمایت از تولید و تلاش داخلی- تنها راهکاری است می تواند موثر باشد که البته پیش نیازهای خود را نیز لازم دارد. کافی است که تنها به نمایشگاههای تولیدات داخلی نظری بیاندازیم. بسیاری از شرکتهایی که امکان ادامه حیات پیدا کرده‌اند؛ محصولاتشان به راستی تولید داخلی کشور نیستند، بلکه تنها عنوان داخلی را برای حمایتهای موردی یدک می کشند، و اکثر مواد اولیه و محصولات آنها جایی بجز درون کشور تولید می‌شود. به نظر می رسد که تمایلی که بعد از پسا تحریم در تعداد زیادی از تیم های تجاری خارجی برای ورود به ایران مشاهده شد، تنها برای یافتن بازار جدید برای شرکتها و کشورهایشان در ایران بود و زمانی که آن را پیدا نکردند و یا ریسکهای اقتصادی مربوطه را برای خود تحلیل کردند، اقدامات مربوط به سرمایه‌گذاری را متوقف کردند. تنها حجم زیادی از توافقات و تفاهم نامه هایی امضا شده که تسکین‌دهنده آلام تولید کشورمان نبوده و نیست.

۹۵-۰۴-۰۳-۲

منبع: روزنامه اقتصادی آسیا